چگونه ملتی می میرد؟

همیشه ممکن است ملتی از بین برود، به معنای آن که هویت دینی و فرهنگی آن نیست شود. در تاریخ این اتفاق افتاده که ملتی یا مردمی جسماً نابود شوند، مانند مردمان پوم پی در اثر آتش فشان مهیبی که همه چیز را در اطراف خود منهدم کرد. براین اساس می‌توان گفت وقتی ملتی دین و فرهنگ خود را از دست می دهد، می میرد. پس این خطر وجود دارد که در اثر استیلای تجدد، ملتی بمیرد و هویت خود را از دست بدهد.

به گزارش گروه رسانه ای ایران – گرا و به نقل از اندیشکده قدس؛ بنده اعتقاد ندارم که در آینده نزدیک، تمدن سنتی ایران به رده تمدن های مرده در جهان سقوط خواهد کرد، اما باور دارم که این تمدن مانند: سایر تمدن های سنتی، ضربه خورده و تضعیف شده است، اما هم چنان زنده است و ما وظیفه داریم که آن را تقویت کنیم و از نیستی نجات دهیم. امکان گذر از مخاطرات و چالش ها وجود دارد و باید به ارزش های تمدن خودمان اعتقاد قوی داشته باشیم و با هر چه آن را تهدید می‌کند، مبارزه کنیم.

از «تمدن سنتی ایران» خیلی بیش تر از آن چه متجدّدین فکر می‌کنند، باقی مانده و زنده است: اول، حوزه دین اسلام با ابعاد و ساحت های گوناگون آن از شریعت گرفته تا عرفان و تصوف؛ سپس یک سنت قوی فلسفی که از مهم ترین سنت های فلسفی جهان است؛ بعد از آن باید از ادب فارسی سخن گفت که از غنی ترین ادبیات جهان است، مخصوصا در وادی شعر و بعد از آن باید به هنرهای مختلف اسلامی ایرانی اشاره کرد.

تمدن سنتی ایران نه فقط متعلق به خود ایران، افغانستان، آسیای مرکزی و قفقاز است، بلکه قلمرو آن به پاکستان، هند و بنگلادش و تا حدی جنوب شرقی آسیا و غرب چین کشیده می شود و نفوذ آن در بلادی که جزء امپراتوری عثمانی بوده تا قلب اروپا در آلبانی و بوزینه به طور کامل آشکار است و حضور این تمدن از کاشغَر تا بصره هم چنان باقی است.

باید تمدن ایرانی را به معنای تمدن اسلامی ایران یا «ایران اسلامی» تعبیر کنیم. اگر به چنین تعریفی اکتفا کنیم، می توان گفت که این تمدن هنوز زنده است، اما از جهاتی تضعیف شده است؛ هرچند که نمی توان این ضعف را که علل مختلف تاریخی و اجتماعی دارد، «فقر» دانست، زیرا این تمدن در ذات خود نه تنها فقیر نیست، بلکه بسیار غنی است و امکان احیای آن همواره وجود دارد.

بدون توجه به تمدن و فرهنگ یک ملت و کوشش در حفظ آن، هویت آن ملت مورد مخاطره قرار می‌گیرد. این امر به معنای انکار تمدن های دیگر نیست و ما ایرانیان نباید فکر کنیم که تاکید بر اصالت و ارزش تمدن خودمان، به معنای انکار ارزش تمدن های دیگر است. ما در این امر می توانیم از تجربه دیگر تمدن ها بهره ببریم، اما نمی توانیم صرفا مقلد باشیم و در عین حال باید اصالت تمدن خود را حفظ کنیم.

برخی می گویند در جهان آینده، تمام تمدن ها خواهند مرد و این اختصاص به تمدن ایرانی یا شرقی یا اسلامی ندارد؛ حال آن که تمام تمدن های سنتی تهدید می‌شوند، اما نخواهند مرد و مشعل معرفت راستین تا پایان زمان باقی خواهد ماند و طبق نظر ادیان سنتی توسط مهدی موعود که هندوان او را  «کالی‌آواتار» می نامند، احیا خواهد شد.

خطرهای موجود و پیش روی تمدن ایرانی اسلامی دو گونه است: یکی خطرهای جهانی که شامل تمدن ایرانی اسلامی نیز می شود، مانند: بحران محیط زیست و از بین بردن هماهنگی و تعادل بین انسان و طبیعت که از تمدن متجدد غرب آغاز شد و اکنون جهانی شده است و دیگر خطراتی که به طور خاص تمدن ما را تهدید می‌کند.

بزرگ ترین خطر از شق ثانی این است که ما اعتماد و اعتقاد خود را نسبت به تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی از دست دهیم و به صورت کورکورانه مقلد غرب باشیم، حتی بکوشیم خطاهای آن را تکرار کنیم و تجدد را بدون بررسی و از دید انتقادی، جایگزین «تمدن سنتی» خود سازیم و به جای جستن راه‌ حل در تعالیم فرهنگی، علمی و اخلاقی خودمان اسیر نظرگاهی بیگانه و ضد جهان‌بینی خود شویم.

از یک سو خیز بحران ها رو به ازدیاد است، حتی بحران محیط زیست و گسترش لاادری‌گری در غرب و از سوی دیگر بیداری درباره بحران های امروزی بیش تر شده و کوشش برای حفظ و احیای سنت در بسیاری از نقاط جهان دیده می‌شود. در عین حال که ما در عصری هستیم که هندوان آن را عصر تاریکی می‌نامند، حقایق سنتی نیز احیا می‌شود و «هسته طلایی» برای عصر بعدی تاریخ و دوران طلایی جدید در شرف تکوین است./

Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on print

لینک کوتاه خبر:

https://soumanews.ir/?p=21092

اخبار مرتبط:

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

آگهی تبلیغاتی