به گزارش گروه رسانه ای ایران – گرا و به نقل از اندیشکده قدس؛ خوشا آنان که این مشق عاشقانه را عارفانه مشی می کنند. عرق تن و خستگی و زخم و تاول پا و همه و همه را لباس عرفان می پوشانند.
هرچند اهل بیت اهالی کرم اند و هر که به سوی شان آیند و سلامی بکنند، پاسخ؛ شایسته کرم خویش می دهند.
در این سیر عاشقانه دلنوشته های بر کوله پشتی ها، جدای از عرق های سرو صورت و خستگی های تن وزخم ها و کوفتگی ها نشان دیگری از عشق از آن می طراود.
تک تک قدم هایم را نذر ظهورت کرده ام آقا.
آقا جان؛ اگر در این مسیر دیدم ولی نشناختم، سلام.
اما برخی نوشته ها جان را می خراشد. چون: تنها برای امام حسین آمده ایم، حسین را سیاسی نکنید! حسین را از ما نگیرید و …
این نوشته ها بد جوری جان را می خراشد.
زمانی بود مدید که راه کربلا بسته بود.
زیارت اربعین طلب می کرد تا دست و یا پا خرج آن کنی!
پیاده روی در دل تاریکی شب و از میان نخلستان ها و با ترس و لرز همراه بود.
انقلاب اسلامی در ایران رخ داد. صدام حسین مامور نابودی ایران شد اما اراده خدا این بود که جمهوری اسلامی به برکت خون شهیدانش با سربندهایی که عشق عرفانی شان را تداعی می کرد، ماند و هر روز قدرتمند تر شد و مسیر کربلا باز شد.
شهیدان عرق بدن و خستگی و کوفتگی تن که نه بلکه خون در گشایش این مسیر دادند تا امروز مشایه جهانی شود و من و تو ما و هرکس دیگر از هر کجای ایران و جهان، مشایه نه با ترس و لرز که با اوج عزت و احترام کند!
وقتی از این عاشقان و ان شاءالله، عاشقانِ عارفان آینده بپرسی؛ پدر بزرگ این حسین که بود؟فوری می گویند محمد مصطفی (ص) .
وقتی به آنان گفته شود که این پدر بزرگ چرا وقتی گفت، قولوا لا اله الا الله، علیه او برخاستند، محاصره اش کردند و کمر به قتل او بستند و وی ناگزیر از فرار به مدینه شد؟ آیا دعوت به خدا پرستی و تلاش برای اجرای عدالت در جامعه سیاسی نبود؟
چرا امیرالمومنان علی علیه السلام ۲۵ سال خانه نشین شد؟ چرا در ۵ سال حکومتش جنگ ها بر وی تحمیل کردند تا عدالت علوی سرکوب شود؟
چرا مادرمان زهرا سلام الله علیها را سیلی کوفتند و خانه اش به آتش کشیدند و شهیدش کردند؟
آیا علی و فاطمه که پدر و مادر حسین اند سیاسی نبودند؟
چرا برادر این حسین یعنی امام حسن را در مسیر عدالت یاری نکردند و جسم مبارکش را اجازه دفن شدن در جوار پدر بزرگش ندادند و تیربارانش کردند ؟ آیا همه این اقدامات سیاسی نبود؟
حسین تنها گفت که بیعت با یزد نمی کنم. اما تلاش کردند در مدینه و بعد در مکه ترورش کنند و ناگزیر به سوی کوفه رفت و در کربلا شهید شد. آیا حسین سیاسی نبود؟
این سیری است که برای همه امامان تکرار شده است. حتی در پرده غیبت شدن امام زمان (ج) از ترس ترور آن هم در خردسالی، آیا سیاسی نبود؟
انصاف را که اگر جمهوری اسلامی نبود، اساسا مسیر اربعین باز بود تا ما با تبختر بر جمهوری اسلامی بتازیم و در مسیر ی که به برکت جمهوری اسلامی گشوده شده است، نوشته ای طعن آلود و تلخ بر کوله پشتی بنوسیم ! ؟
اگر قرار بود امام زمان با نذر و دعا ظهور کند، اساسا نیازی به غیبت نبود. هر چند دعا سلاح مومن است اما در مسیر ظهور عمل لازم است.
اگر عاشق امام زمانیم و ظهورش را طالب هستیم؛ امروز که غزه کربلا است و هر روزش هزاران عاشورا، اولین پرسش امام زمان به وقت ظهور از ما آیا در باره غزه و فلسطین نیست؟
امام به سرباز مسلح به دعا و عمل نیاز دارد و نه دعا کننده صرف.
من بر آنم امروز هر پرچمی در مسیر اربعین غیر از پرچم فلسطین و مقاومت، ما را از سربازی امام زمانمان دور می سازد.
هل من ناصرا ینصرنی حسین زمان امروز از غزه بلند است.
آیا یاریگری هست؟
