چهارشنبه, 04 مهر 1397
شناسه خبر:2249
به قلم احمدرضا روح اله زاد؛

رویای نتانیاهو در مونیخ؛ حمله اسرائیل به ایران

  • انداز قلم

اختصاصی سوما؛ "ما بدون تردید از خود دفاع خواهیم کرد، نه تنها علیه دست نشاندگان ایران بلکه علیه خود ایران اقدام خواهیم کرد."

ایران تلاش می کند امپراطوری خود را از تهران تا طرطوس ایجاد کند و دریای خزر را به مدیترانه وصل کند." توافق هسته ای نه تنها ایران را میانه رو نکرد بلکه ببر خشمگین ایرانی را در منطقه رها کرد." ایران تلاش دارد با ایجاد پایگاه در سوریه حضور خود را در این کشور تقویت کند و اسرائیل اجازه نخواهد داد که این کشور طناب تروریسم را دور گردن اسرائیل حلقه کند." (خطاب به دکتر ظریف) این پیام را با خود ببر، تهران بهتر است عزم اسرائیل را آزمایش نکند." البته اقدامات ایران در منطقه یک پیام مثبت هم داشته است و آن نزدیکی بی سابقه رژیم های عرب به اسرائیل است."

این عبارات بخش هایی از سخنان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کنفرانس امنیتی مونیخ بود. کنفرانسی که نتانیاهو برای نخستین بار در آن شرکت می کرد. حضوری که با یک نمایش مضحک دیگر از وی همراه بود. قطعه ای از یک پهباد که وی آن را ساخت ایران اعلام کرد که در عمق فلسطین اشغالی هدف قرار گرفته است. نمایشی که نیکی هیلی نیز در طی ماه های اخیر دوبار آن را در شورای امنیت و در برنامه های تلویزیونی اجرا کرده است. نمایشی با نام موشک ایرانی از یمن تا ریاض. البته چهار سال پیش هم نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با عباراتی مشابه ایران را تهدید به حمله نظامی کرده بود. " پیش از آنکه ایران به اسرائیل حمله کند، اسرائیل این کشور را بمباران خواهد کرد."

سوال: با توجه به سخنان نتانیاهو در مونیخ، آیا بین ایران و اسرائیل جنگی رخ خواهد داد؟ خصوصا که اخیرا اسرائیل چندین رزمآیش نظامی منفرد و مشترک با امریکا در صفحات شمالی و مرکزی و جنوبی فلسطین اشغالی برگزار کرده و در آنها انواع تجهیزات نظامی را که بیشترشان دفاعی بوده است مورد آزمایش قرار داده است؟ اسرائیل از طرح مباحث تهدیدی علیه ایران چه اهدافی را دنبال می کند؟

- اسرائیل بیش از دو دهه است که در هیچ جنگی پیروز نشده است. این بدین معنی است برتری نظامی اسرائیل از دست رفته است. اسرائیل در جنگ های اخیر علیه لبنان و غزه نیروهای ذخیره را فراخواند که بالغ بر 2 میلیون نفر می شوند. اما عملا حدود 70 هزار نفر در عملیات نظامی شرکت داشتند. زیرا هم لبنان و غزه گنجایش این حجم از نیروی نظامی را ندارد و هم اینکه با تجمع این نیروها در منطقه ای کوچک تلفات سنگینی را متحمل می شد.

- شاخص های برتری نظامی اسرائیل طی سال های اخیر فرو ریخته است. جنگنده رادار گریز و گرانقیمت شبح سال ها قبل توسط سوریه هدف قرار گرفت و از رده خارج شد. تانک اسطوره شده مرکاوا در جنگ 33 روزه از معادله خارج شد. نیروی انسانی اسرائیل در جنگ لبنان و جنگ غزه قادر به پیش روی و تثبیت مناطق اشغال شده در لبنان و غزه نشدند. جنگنده f16 مدرن هم با یک سامانه دفاعی موشکی قدیمی ولی ارتقاء یافته سوری سرنگون شد.

- اسرائیل قبلا با توجه به برتری نظامی خود کمترین اقدام حزب الله و یا غزه را با جنگ پاسخ می داد. در سال 2006 برای آزادی دو نظامی اسیر خود با حزب الله وارد جنگ شد و در سال 2008 برای آزادی یک سرباز اسرائیلی به نام شالیت به غزه حمله کرد. اما در مقابل کشته شدن 4 نظامی خود در مرز با غزه تنها به واکنشی کوتاه بسنده کرد. یعنی معادله کاملا به ضرر اسرائیل تغییر کرده است.

- در مقابل ایران برتری اسرائیل را نیروی هوایی آن می دانند و برتری ایران را موشک های ایران و همپیمانان آن اعلام کرده اند. هر چند سرنگونی جنگنده F16 در سوریه نشان داد که این برتری چندان هم برتری محسوب نمی شود. در صورت وقوع جنگ با هدف قرار گرفتن فرودگاه های محدود اسرائیل عملا اسرائیل نقطه برتری خود را کاملا از دست خواهد داد. حجم زیاد موشک های متنوع برد کوتاه، میان برد، بالستیک، رادار گریز، نقطه زن، هوشمند و با کلاهک های متنوع عملا به اعتراف صهیونیست ها هیچ نقطه ای از فلسطین اشغالی از تیر رس خارج نخواهد بود. یعنی برتری ایران با حذف برتری اسرائیل همچنان باقی خواهد ماند.

- همانطور که در ادبیات نتانیاهو هم تاکید شده است معادله قدرت در منطقه به نفع محور مقاومت رقم خورده است و محور مقاوت در حال گسترش حوزه تاثیر خود است. در چنین شرایطی درگیر شدن با این محور معنایی جز نابودی ندارد.

- نتانیاهو تاکید کرد روابط اسرائیل با رژیم های عربی مثبت شده است. آیا این نزدیکی می تواند کفه ترازو را به نفع اسرائیل سنگین کند؟ رژیم های عربی و در راس آن عربستان سعودی همیشه در طرف اسرائیل قرار داشتند اما اکنون این طرفیت را آشکار ساخته اند. پس تغییری در توازن ایجاد شده رخ نخواهد داد. کما اینکه با توجه به مشکلات عربستان این رژیم بنوعی وبال گردن اسرائیل نیز محسوب خواهد شد. رژیم سعودی با چالش مشروعت روبرو است. تحلیلگران تلاش عربستان برای گذر از این چالش در چارچوب طرح اصلاحاتی 2030 را تلاشی شکست خورده ارزیابی می کنند. زیرا اصلاحات را بر پایه عبور از عرصه دینی به عرصه سیاسی نهاده است با هدف همراهی جوانان عربستان که به شدت نسبت به آینده نگران هستند. اما هماوایی با محمد بن سلمان در جامعه عربستان بسیار کوتاه خواهد بود. کما اینکه جنگ یمن نیز بحرانی است که سخت گلوی رژیم سعودی را فشرده است.

- تحلیلگران استراتژیک تاکید دارند که باید میان آرزوها و واقعیت تفاوت قایل شد. حمله به ایران یک آرزو در نزد صهیونیست ها است اما واقعیت اجازه عملی شدن این آرزو را نمی دهد. به نظر می رسد در تحلیل این تهدیدات نتانیاهو باید میان این دو تفکیک قایل شد. سابقه نتانیاهو نشان می دهد که وی بر اساس نیازهای داخلی تلاش می کند نوعی فضای امنیتی را برای جامعه صهیونیستی ترسیم کند. در حال حاضر نتانیاهو با چالش های متعددی در داخل روبرو است. فساد وی و خانواده اش در پرونده موسوم به 4000 – تنزل جایگاه وی در جامعه – افزایش مخالفت ها با وی در کنست – ناتوانی رژیم در حل مشکلات اقتصادی از جمله چالش های بزرگ محسوب می شوند. از این روی وی تلاش دارد با اقداماتی چون تهدید ایران، انتقال پایتخت به بیت المقدس، گسترش روابط با رژیم های محافظه کار عربی و حل مشکل فلسطینیان با آنها در چارچوب قرارداد نهایی امریکا و وطن جایگزین بنوعی فشارها را علیه خود کاهش دهد. البته نوعی همراهی با امریکا برای منزوی سازی ایران را نیز دنبال می کند. مطرح سازی مستمر نام ایران به عنوان یک تهدید که از سوی امریکا و اسرائیل با همراهی برخی دولت ها انجام می گیرد در همین چارچوب ارزیابی می شود.

- تمامی طرح های مشترک امریکایی – صهیونیستی و سعودی در سطح منطقه با شکست همراه بوده است. خصوصا پروژه تکفیری که هدف از ایجاد آن تغییر جغرافیای سیاسی منطقه بر اساس مطلوب امریکا و اسرائیل بوده است. بر اساس این طرح نه تنها مرزهای سیاسی منطقه باز تعریف می شد بلکه ایران هم از معادله قدرت منطقه کنار گذاشته می شد. روند تحولات نشان داد که پروژه تکفیری با همه هزینه ای که برای ملل منطقه داشت اما نتوانست به هدف اصلی برسد. ایران با شناخت دقیق امریکا و اسرائیل وارد جنگ با تروریست ها شد و با بسیج بخشی از ظرفیت های منطقه ای خود، ضمن شکست پروژه تکفیر، اکنون به عنوان یک قدرت تعیین کننده در معادله قدرت مطرح است. خصوصا که ایران در چارچوب محور مقاومتی که با انقلاب اسلامی در سطح منطقه کلید آن زده شد، تعریف شده است. محور مقاومت در سطح منطقه از قدرت یکسره کنندگی بالایی برخوردار است و تنها یک بخش از این محور آن هم حشد الشعبی به گفته فرمانده ارشد محور مقاومت، سرلشکر قاسم سلیمانی، از چندین ارتش کشورهای منطقه قوی تر است. این محور توانست با همه حمایتی که از پروژه تکفیر می شد، با شکست تروریست های تکفیری در عراق و سوریه و لبنان، خود را بر منطقه تحمیل کند.

محور مقاومت در یمن نیز از حالت تدافعی خارج شده است و خود را بر نیروهای ائتلاف علیه یمن تحمیل کرده است و در عمق دشمن سعودی مشغول نیرد است. تحولات منطقه نشان می دهد که ظرفیت های دیگری نیز در حال اضافه شدن به محور مقاومت است و همه هراس امریکا و اسرائیل نیز در همین مساله نهفته است.

- اسرائیل در صورت اقدام به جنگ باید با توان تهاجمی:
1- حزب الله لبنان با بیش از 150 هزار انواع موشک، پهباد های تهاجمی و انتحاری، قایق های تندروی تهاجمی و انتحاری  و نیروهای رزمی مجرب آن
2- مقاومت فلسطین با بیش از 100 هزار موشک، پهباد و نیروهای آماده برای جنگ در عمق دشمن صهیونیستی
3- مقاومت عراق با تجربه جنگ در سوریه و عراق با انگیزه بالای شهادت طلبانه اش
4- مقاومت سوریه با نیروی هوایی و توان موشکی و محور جولان
5- فاطمیون افغانستان که ملل منطقه خصوصا ملت سوریه تا همیشه منت رشادت هایشان در نبرد با تروریسم تکفیری را بر گردن دارند.
6- زینبیون پاکستان که جون فاطمیون افغانستان در اشتیاق مقابله با اسرائیل هستند
7- ایران با همه ظرفیت های تهاجمی شناخته شده و ناشناخته اش مواجهه داشته باشد. همچنین ورود ظرفیت های جدیدی که که منتظر شروع جنگ با ایران برای حذف اسرائیل هستند، مصاف دهد.

- بی راه نیست اگر گفته شود چنگال محور مقاومت هر روز بیشتر به گلوی اسرائیل نزدیک تر می شود و این در حالی است که توان اسرائیل به قهقرا سیر دارد.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

سوما TV

تبلیغ طلایی

تبلیغ نقره ای

تبلیغ برنزی

تبلیغات سوما

عملکرد سنجی

عملکرد سوما نیوز را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما 131 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم