شنبه, 26 آبان 1397
شناسه خبر:905

فلسطين در حيات طیبه سياسي و الهي امام خميني(ره)

  • انداز قلم

اختصاصی سوما نیوز؛ همه كساني كه قضيه فلسطين و تحولات آن را دنبال مي كنند، اذعان دارند كه امام خميني(ره) نفحه اي الهي در ملت فلسطين بود كه با دم مسيحايي خويش قيام رو به موت و به تعبير بسياري كارشناسان، قيام مرده فلسطيني را حيات دوباره بخشيد.

"زيرا امام خميني(ره)در سينه خود مسئوليتي احساس مي كرد همانند امام حسين(ع) كه به شهادت نگاه عميقي داشت . امام از همان ابتدا نپذيرفت حركت ملت ايران يك جنبش صرفا ملي و ايراني باشد و به همين علت از همان آغاز نهضت و پيش از رسيدن به پيروزي، بر ضد اسرائيل جبهه گرفت ، چرا كه ذات حق جوی انقلاب، نمي تواند اسرائيل تجاوزگر را قبول كند. اين احساس مسئوليت كه ظلم ستيز و يار و ياورمظلوم بود، نمي توانست در برابر ستم امريكا و اسرائيل ساكت بنشيند، همانگونه كه در برابر ستم شوروي عليه افغانستان، ساكت ننشست. همين احساس و حركت مبتني بر آن، موجب تحولي بنيادين در ملت هاي منطقه خاصه ملت فلسطين شد كه به واقع احياي اين ملت به شمار مي رود."

از اين منظر مي توان گفت كه قضيه فلسطين در حيات سياسي و الهي امام خميني(ره)جايگاه ويژه اي به خود اختصاص داده است. تا بدان پايه كه اگر قضيه فلسطين را از كارنامه انديشه و عمل ايشان حذف كنيم ، با توجه به تاكيد فرمان الهي در برپايي قسط، به عنوان تكليفي بر همه، خاصه پيامبران و رهبران الهي جوامع، مي توان  گفت كه ديگر آن نقش و تاثيري را كه اکنون به عنوان رهبر انقلاب اسلامي، در خيزش ملت ايران عليه حكومت جور آن زمان و ملت هاي مسلمان منطقه عليه مستكبران جهان دارد، نخواهد داشت. زيرا از نگاه امام خميني(ره) مبارزه با قدرت هاي زيادي خواه، مبارزه اي همه جانبه و فراگير است و شناخت اولويت ها در اين مبارزه براي نيل به اهداف حائز اهميت بسيار است .

ايشان بر اين باور بود كه مشكل عمده مسلمانان بلكه جهان بشريت، سلطه ی جريان شيطاني زورمداران و به تعبير خودشان «صهيونيزم جهاني» بر امورات ملت ها است و راه حل اين مشكل بزرگ هم، مبارزه با سلطه در همه اشكال آن است كه در سايه همدلي، اتحاد و اتفاق قابل حصول است. مبارزه اي كه ملل مستضعف جهان به معونت هم اصرار خواهند داشت. پس طبيعي بود كه اسرائيل به عنوان آشكارترين مصاديق ظلم در اولويت نگاه ايشان در اين مبارزه قرار گيرد . «يكي از جهاتي كه ما را در مقابل شاه قرارداده است كمك او به اسرائيل است...شاه از همان اول كه اسرائيل بوجود آمد با او همكاري كرده و وقتي كه جنگ بين اسرائيل و مسلمانان به اوج خود رسيده بود ، شاه همچنان نفت مسلمين را غصب كرده و به اسرائيل مي داد و اين امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است .»

نگارنده بر آن است كه قضيه فلسطين را در حيات سياسي و الهي امام خميني(ره) از چند جهت مورد بررسي قرار دهد.
1-  قدمت نگاه امام خميني(ره) به مسئله فلسطين
2-  نيت امام خميني(ره)در پرداختن به مسئله فلسطين
3-  گستره نگاه امام خميني(ره) به مسئله فلسطين
4-  عمق نگاه امام خميني(ره) به مسئله فلسطين   
5-  آرمان يا هدف غايي امام خميني(ره) در پيگيري قضيه فلسطين
6-  يهود و صهيونيزم از نگاه امام خميني(ره)
7-  راهبرد امام خميني(ره) در قضيه فلسطين
8-  شيوه مبارزه با دشمن صهيونيستي از نگاه امام خميني(ره)
9-  آفات و خطرات مبارزه با صهيونيسم
10-  انديشه ماترياليستي و استعماري غرب به عنوان عقبه حمايت دشمن صهيونيست
11-  عمل به تكليف به عنوان تنها راه رهايي از ستم

1- قدمت نگاه امام خميني(ره) به مسئله فلسطين

امام خميني(ره) از همان سال هاي آغاز شكل گيري بحران فلسطين و تاسيس رژيم صهونيستي، نسبت به قضيه فلسطین، حساس بوده و علي رغم محدود بودن سيستم هاي ارتباطي و كندي انتقال پيام ها به تبيين مساله پرداخته و نسبت به اين ستم بزرگ هشدار مي دهد. « من نزديك بيست سال است، خطر صهيونيزم بين الملل را گوشزد نموده ام». اين قدمت نگاه نشانه اي از هوشياري و دقت نظر امام در دشمن شناسي است. در زماني كه هوشيارترين افراد جهان، خاصه جهان اسلام، تنها رژيم صهيونيستي را دشمن خود مي دانستند و فراتر از آن را نمي ديدند، امام خميني(ره) بحث را فراتر از سرزمين فلسطين و تاسيس دولتي صهيونيستي و اشغالگر را در آن مي دانست و بر خطر صهيونيسم بين المللي كه در پشت اين پادگان  نظامي قرار داشت و آن را مديريت مي كرد، تاكيد مكرر داشته است.

از لحاظ بكري بحث در آن دوره و در دنيايي كه رسانه ها افراد و آحاد انساني ، حتي شخصيت هاي باهوش و طراز اول بشري را دچار نوعي موضوع زدگي مي سازند و به صورتي لطيف و ظريف، حدود و ثغور موضوعات و بحث هاي روز را ديكته مي كنند، خروج از اين كانال هدايت رسانه اي و اين زندان كبود تصورات القايي رسانه ها و پرداختن به بحث فلسطين و قدس شريف كه آن دوره در ايران به هيچ وجه دالان بحث هاي روز، نمي بايستي قرار مي گرفت، بسيار مهم و قابل توجه است، خاصه اين كه دامن زدن و پرداختن به چنين مباحثي تبعات مختلفي از جمله خشم و نفرت دستگاه هاي استعماري را در بر داشت.

همچنين از جهت شرايط و مقتضيات كه امام خميني(ره) چنين بحثي را پيش كشيد، بسيار حائز اهميت است . حكومت پهلوي در آن زمان از روابط سطح بالا و دوستانه اي با رژيم صهيونيستي برخوردار بود و ايادي صهيونيست ها در ايران، مترصد يافتن حلقوم هاي آزاده و فكرهاي بيدار بودند تا به بهانه مختلف اين گونه افراد را يا ترور شخصيتي نمايند و يا ترور فيزيكي كه در مورد امام خميني(ره)  هر دو حركت به نوعي اعمال گشت. شهادت آيه ا... سيد مصطفي خميني، فرزند بزرگ ايشان، در سال 1356 را بسياري علامتي هشدار دهنده به امام جهت دست كشيدن از بحث هاي مبتلا به جهان اسلام مي دانند .

2- نيت امام خمينی(ره)در پرداختن به مسئله فلسطين

براي پي بردن  به قصد و نيت امام خميني(ره)  نسبت به طرح مسئله و پيگيري مستمر و موكد آن از طرف ايشان، رجوع به جايگاه وي در اجتماع بسيار مهم و اساسي است. در آن زمان امام شخصيتي كاملا مذهبي و يك فقيه به شمار مي آمد و هرگز به عنوان يك چهره يا شخصيت حكومتي مطرح نبوده است. حتي در آغاز توجه شان به مساله فلسطين، به عنوان يك چهره مطرح در حوزه دين به عنوان مرجع تقليد، نبود. وي بر اساس استنباط شرعي كه از مسائل روزمره داشت به اين نتيجه مهم رسيد كه بايد در باب فلسطين حكم خود را بيان كند. بنابراين اين نيت امام از بيان موضوع، صرفا ارزشي و الهي و در راستاي تكليف اسلامي بود كه همانا دفاع از حريم مظلوم و مبارزه با اشغالگري و تجاوز و دفاع از حقوق انسان ها علي الخصوص انسان هاي موحد است، بر اساس حديث شريف نبوي مبني بر اينكه كسي كه در روزش نسبت به امور مسلمين اهتمام نداشته باشد، مسلمان نيست .

البته و از قضا مصالح و منافع ملي دولت هاي منطقه نيز در طول همين حركت ارزشي بوده است كه امام در اين باره همواره كوشيد به مخاطبين خود كه عموما دولتمردان، خواص و انديشمندان و آحاد مردم بوده اند، هر دو بعد ارزشي و منافع و امنيت ملي كشورهاي منطقه را گوشزد كند. «سران كشورهاي اسلامي بايد توجه داشته باشند كه اين جرثومه فساد را در كه در قلب كشورهاي اسلامي گماشته اند، تنها براي سركوبي ملت عرب نمي باشد، بلكه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورميانه است. نقشه، استيلا و سيطره صهيونيسم بر دنياي اسلام و استعمار بيشتر سرزمين هاي زرخيز و منابع سرشار كشورهاي اسلامي مي باشد».

طرح اين مسئله از اين جهت بود كه بين اين دو منافع (ملي  و اسلامي) در مورد فلسطين و در موضوع با رژيم صهيونيستي تضادي وجود نداشت و دنبال نمودن يكي مانع رسيدن به ديگري نبود و اين بابي جديد بود كه امام(ره) بر روي مخاطبين خود گشود.

3- گستره نگاه امام خميني(ره) به مسئله فلسطين    

امام بر اين باور بود كه اشغال فلسطين و تاسيس رژيم صهيونيستي، صرفا اشغال تدريجي كشورهاي منطقه نيست، بلكه ماهيت تسخيري صهيونيست ها به عنوان عامل دست نشانده صهيونيسم بين الملل و استعمارگران نيز حائز اهميت است. بر اين اساس، كشورهاي در حاشيه، ديگر معنا ندارد، بلكه همه كشورهاي منطقه در تيررس يكسان استعمارگران جهت تسخير كشورشان هستند (تسخير فرهنگي، اقتصادي، سياسي و غيره).

بنابراين امام توصيه مي كردند كه  همه كشورها در اين معني بايد بكوشند كه از شر اين رژيم غاصب خلاصي يابند و محو اين رژيم تنها راه تقليل مشكل است.«يك همچو جرثومه ي فسادي را شما بايد با اتفاق خودتان از بين برداريد. اگر از بين برنداريد، اين يك ماده سرطاني است كه سرايت مي كند به جاهاي ديگر.»

امام از همان آغاز مبارزه خود با صهيونيسم، هدف اصلي صهيونيسم بين الملل از تاسيس اسرائيل را مقابله با اسلام و ارزش هاي اسلامي اعلام كرد. وي در كتاب ولايت فقيه خود اين موضوع را چنين بيان مي كند « مبلغين استعماري سرگرم كارند. در هر گوشه از بلاد اسلامي، جوانان ما را با تبليغات سوء دارند از ما جدا مي كنند. نه اينكه يهودي و نصراني كنند، بلكه آن ها را فاسد و بي و دين و لاابالي مي سازند و همين براي استعمارگران كافي است. »

امام تاكيد داشت که سلطه استعمارگران و صهيونيسم بين الملل تنها در تسخير همه جانبه ملت ها قابل تحقق است و از آن جا كه تفكر ديني خاصه تفكر اسلام به عنوان مهم ترين و تنها مانع آن ها به شمار مي رود، اسلام زدايي در اهم برنامه هاي آن ها قرار دارد و مسلمانان بايد بدانند كه پس از انقلاب اسلامي و توجه به قدرت خارق العاده  اسلام، توطئه ها و نقشه هاي امريكا از ايجاد تفرقه بين برادران اهل سنت و تشيع و هجوم به ايران كه مركز ثقل نهضت اسلامي است تا نقشه عميق و گسترده هجوم به لبنان و آن جنايات عظيم، همه و همه، براي اسلام زدايي و تضعيف اين قدرت الهي است. بايد بدانند نقشه امريكا ست كه به دست خبيث اسرائيل، در جريان است.

4- عمق نگاه امام خميني(ره) به مسئله فلسطين  

امام مسئله يهود را از صهيونيزم جدا دانسته و امريكا و شرق و غرب استعمارگر را همداستان در پيدايش رژيم صهيونيستي ودوام و بقاء آن را مي داند. لذا فرض جنگ بين يهود و مسلمان را به واقعيت  جنگ بين موحدين عالم با استعمارگران زيادي خواه و تجاوزگر تبديل نمود و قدس و فلسطين را محور اين دفاع مقدس ناميد. امام با توجه به نگاهي كه اسلام به پيروان ساير اديان الهي دارد، حساب يهوديان را از حساب صهيونيزم جدا مي كند و با توجه به آموزه هاي اسلامي، از ورود به فتنه و جنگ اديان، مسلمانان و پيروان اديان ديگر را بر حذر مي دارد و تاكيد اسلام در حفظ حقوق اقليت هاي ديني را در هر فرصتي يادآور مي شود. «اقليت هاي مذهبي كه از صدر اسلام، بعد از فتح اسلام، بين مسلمين بودند، اين ها غير از آن مشركين توطئه گر بودند...ما حساب جامعه يهود را از حساب صهيونيزم و صهيونيست ها جدا مي دانيم و آن ها(صهيونيست ها) جزء اهل مذهب اصلا نيستند. »از نگاه امام، صهيونيزم  يك پروژه سياسي و اقتصادي بوده كه هدف سلطه بر منابع ثروت جهانيان را دنبال مي كند و صهيونيست ها نه تنها اهل و پيرو دين نيستند، بلكه دين را همان گونه كه ذكر شد، مانع بزرگي بر سر راه خود ديده و تلاش براي حذف آن دارند.

5- آرمان يا هدف غايي امام خميني(ره) در پيگيري قضيه فلسطين

امام خميني(ره) بارها و با زبان حال و قال تاكيد داشتند كه استعمارگران از ابتدا كوشيده اند تا وجود رژيم صهيونيستي را در باورها به اجبار و تهديد، تعريف، تثبيت و نهادينه سازند و بحث ميان صاحبخانه و متجاوز را به بحث ميان دو برادر ميراث خوار تبديل سازند كه يك طرف آن برادري با شخصيت حقيقي به نام ملت فلسطين قرار دارد و در طرف ديگر برادري با شخصيت حقوقي به نام رژيم صهيونيستي .   امام معتقد بود كه دشمنان مي كوشند از بحث مشروعيت وجود اسرائيل به سادگي گذر كرده و به بحث حدود و ثغور آن بپردازند كه متاسفانه چند سالي است كه شاهديم جرياني از ميان فلسطينيان و برخي دول عربي در مقام يارگيري دشمنان اسلام و مسلمانان، خاصه فلسطينيان اين سياست را قويا مطرح مي سازند.

امام با توجه به اين خطر بزرگ در عرصه مقاومت ضدصهيونيستي، تنها راه مداواي مشكل را محو كامل و بي چون و چراي رژيم غاصب صهيونيستي مي دانست.«قبلا هم تذكر داده ام كه دولت غاصب اسرائيل با هدف هايي كه دارد براي اسلام و ممالك مسلمين خطر عظيم دارد و خوف آن است اگر مسلمين به آنها مهلت دهند، فرصت از دست برود و جلوگيري از آنها امكان پذير نشود و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است، لازم است بر دول اسلامي، بخصوص و بر ساير مسلمين، عموما كه دفع اين ماده فساد به هر نحو كه امكان دارد بنمايند و از كمك به مدافعين كوتاهي نكنند». «بياييد متحد شويم و دست جنايتكاران چپ و راست را كه در راس آن، امريكاست قطع نموده و اسرائيل را از ريشه بركنيم و حق مردم فلسطين را به خودشان بسپاريم .»

امام تاكيد داشت كه چنانچه وجود اين غده سرطاني از سوي ملت هاي منطقه پذيرفته شود، اين اقدام، ناامني دائمي، عقب ماندگي، امنیت لغزان و تعريف شده از سوي استعمارگران، تشنج دوره اي و و ده ها صفت ناپسند ديگر را براي منطقه ی خاورميانه امضا كرده اند.« مكرر اين مساله ذكر شده است كه اسرائيل قناعت نمي كند به آن جايي كه هست، قدم به قدم پيش مي رود و هر قدمي كه رفت، هي مي گويد ما كاري نداريم، اما همين هست، فردا قدم بالاتري برمي دارد...هيچ گاه از مقصد شوم خود كه حكومت بر كشورهاي مسلمين از نيل تا فرات است، منصرف نخواهد شد. »

6- يهود و صهيونيزم از نگاه امام خميني(ره)

همان گونه كه ذكر شد امام از خلط مبحث يهود و صهيونيسم كه از سوي دستگاه هاي استعماري هم براي مسلمانان و هم برای يهوديان، القاء شده و مي شود، احساس نگراني مي كردند. وي معتقد بود كه صهيونيسم شخصيتي حقيقي نيست.  اعضاي حقيقي كه براي خود تعريف مي كند، هيچ گاه در عمل ثابت نكرده كه يهوديان دنيا امضا كننده ي انديشه اين جريان استعماري هستند، بلكه ممكن است در وادي فريب و نيرنگ به گونه اي جلوه دهد كه دو دين "اسلام و يهود" و طرفدارانشان در جنگ هستند. امام بر اين باور بود كه صهيونيسم، يهوديان را به نوعي و ملسمانان را به نوعي ديگر مورد تجاوز و اشغال و تسخير قرار داده است. ليكن طراحان صهيونيسم آنچنان مقوله يهود و صهيونيسم را در هم آميخته اند كه كسي جرات تفكيك بين آن ها را به خود راه ندهد. امام به صورتي ظريف به اين خلط مبحث يهود و صهيونيسم تاخته است. « ما مي دانيم كه حساب جامعه يهود، غير حساب جامعه آن هاست و ما با آن مخالف هستيم و مخالفت آن براي اين است كه آن ها با همه اديان مخالف هستند، آن ها يهودي نيستند آن ها يك مردم سياسي هستند كه به اسم يهودي يك كارهايي را مي كنند و يهودي ها هم از آن ها متنفر هستند و همه انسان ها از آن ها بايد متنفر باشند. »
    البته بايد گفت كه ارتباط بين جريان صهيونيسم و انديشه ي پيروان موسي(ع) هيچگاه مخلوطي مانند شير و شكر نيست و روزي يقينا این امتزاج ساختگي به همت و درايت موحدين عالم برطرف مي گردد. اما نكته آن است كه نبايد آن روز دير فرا رسد و اين رسالتي است بر دوش يهوديان كه مي كوشند از اين تاكتيك دشمن صهيونيستي، خلاصي يابند. مسلمانان نيز در صحنه عمل بر اي شان مشكل است كه در سرزمين فلسطين، ميان يهود و صهيونيسم، تفكيك قائل شوند. زيرا صهيونيسم، رنگ، لباس و بوي يهوديان را به عاريت گرفته است. ليكن بر مسلمانان است تا در ساير ممالك اسلامي حدود و ثغور يهوديان را رعايت كنند. همان گونه كه در ايران اسلامي، يك كرسي به جمعيت يهوديان ايران در پارلمان كشور جمهوري اسلامي اعطاء گرديده است كه به انتخاب خودشان نماينده مي شوند.

7- راهبرد امام خميني(ره) در قضيه فلسطين

امام مقابله با رژيم صهيونيستي تا محو كامل آن از صحفه ي روزگار را تكليفي بر همه مي دانست. راهبرد امام در اين مبارزه و مقابله بر دو محور الف: خودشناسي جامع و مانع  ب: دشمن شناسي كامل و بسيط استوار است.

وي معتقد بود تا ما به خود و توان خود ، آشنا نشويم و باور آن را پيدا نكنيم، نمي توانيم به مقابله با دشمن بپردازيم. لذا اتحاد ميان كشورهاي منطقه و اتحاد ميان ملل و دول را بسيار تاكيد داشتند و پرهيز از اختلافات خانگي و دست ساخته استعمارگران كه با هدف تخليه توان كشورهاي منطقه، تعريف ايجاد و تثبيت شده است، توصیه می کردند. بارها گوشزد نموده اند كه توان دشمن در واقع در اختلافات ميان مسلمانان نهفته است. « اگر اين افتراق بين مسلمين نبود [آيا] ممكن بود كه اسرائيل با يك جمعيت كمي، اين طور جسور بشود و همه حيثيت مسلمين را زير پاي خودش بگذارد؟ اگر اين اختلافات بين كشورهاي اسلامي نبود، {آیا}امريكا مي توانست حكومت كند بر همه كشورها [و] منافع همه كشورها را غارت كند؟» امام تاكيد داشت كه شناخت دشمن از ابعاد مختلف آن، حق مسلم و اصل لازم و اساسي جهت رويارويي با وي است .شناختي كه شامل ادعاها، شخصيت ها، سياست ها، استراتژي ها و تاكتيك ها در شئون مختلف فرهنگي،ديني،اقتصادي،اجتماعي،حقوقي، سياسي،جمعيتي و...است.

8- شيوه مبارزه با دشمن صهيونيستي از نگاه امام خميني(ره)

امام در مبارزه با دشمن صهيونيستي قائل به طي يك دور پي در پي نبودند. معتقد بودند چنانچه از سويي در جبهه مقاومت فيزيكي وارد عمل شويم  و از سويي دیگر، در باب توليد، توزيع و مصرف اقتصادي و فرهنگي؛ در تيرررس مقاصد صهيونيست ها باشيم، اين اصل در واقع يك دور پي در پي است كه از سويي دشمن را ضعيف و از سويي ديگر موجب تقويت آن است و اين آن چيزي است كه امروزه شاهد آن هستيم. بر اين پایه است كه امام اصرار بر تحريم اقتصادي دشمن داشت تا سربازان اقتصادي دشمن صهيونيست را كه پيش از حمله نظامي وارد عمل شده اند، مورد حمله و نابود سازند.
اشغال فلسطين از سوي صهيونيست ها و تشكيل دولت اسرائيل ازنگاه امام خميني(ره)  ورود اين رژيم به عرصه كارزار با امت اسلام است.« اسرائيل قيام مسلحانه برضد ممالك اسلامي نموده است كمك به اسرائيل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائيل و عمال آن چه رابطه تجاري و چه رابطه سياسي حرام و مخالفت با اسلام است. بايد مسلمين از استعمال امتعه اسرائيل خودداري كنند.

در كنار اين تحريم به طور جدي قشر جوان را به خودسازي به عنوان مقدمه اي رهايي از بندها؛  من جمله بند اسرائيل دعوت مي كرد تا با آشنا سازي خود با مكتب وحي و ارزش هاي انساني و ميراث ملي و فرهنگي (فرهنگ خودي) خويشتن را از امواج شوم و سهمگين فرهنگ دشمن در امان نگه دارند.

9- آفات و خطرات مبارزه با صهيونيسم

در هر مبارزه اي يك سري آفات و خطرات براي طرف هاي مقابله وجود دارد. در مبارزه ي با صهيونيسم و رژيم صهيونيستي نيز برخي آفات و خطرات وجود دارد كه توجه به آن ها براي نيل به مقصود بسيار با اهميت است : الف:كشورهاي منطقه به هيچ وجه نبايد مباني دفاع ملي و كشوري را جايگزين دفاع منطقه اي نمايد. ب: از همگرايي با دشمن جهت طراحي يك استرانژي بازدارندگي ارضي در قالب هم گرايي اقتصادي و سياسي بهره نبرند.
زيرا اين گونه استراتژی ها در بلند مدت موجب نهادينه شدن وجود دشمن و زيادي خواهي او در طول زمان آينده و نيز شكسته شدن منافع منطقه اي در قالب منافع كشورها است كه يك خطر عظيم را در پي دارد. نتايجي كه اين رويكرد از نگاه امام دارد، سكوت مسلمين در قبال اين ستم بزرگ تاريخي و زياده خواهي هاي صهيونيست ها (تسلیم دولت ها در برابر اراده ی صهیونیست هااست)  و فشاربه جریان مقاومت اسلامی از سوی صهیونیسم و جریان تسلیم شده در برابر آن است.

10- انديشه ماترياليستي و استعماري غرب به عنوان عقبه حمايت دشمن صهيونيست

جريان حاكم بر جامعه غربي را امام خميني(ره) جرياني صهيونيستي و داراي ماهيت استعماري مي دانست كه موجب تاسيس و تقويت رژيم صهيونيستي در منطقه است. ايشان بارها تاكيد داشتند كه صهيونيسم بين الملل و قالب آشكار آن يعني دولت ايالات متحده امريكا از رژيم صهيونيستي به عنوان يك پايگاه  و پادگان نظامي و استعماري، بهره مي برد و در اين داستان استعمار، هم در تفكر غربي و هم در تفكر شرقي اش، شريك هستند. لذا تاكيد داشتند كه به اميد داوري اين قدرت ها نشستن و به طرح هاي ارائه شده از سوي قدرت ها دل بستن، اشتباه و چيزي جز سراب نيست. « امريكا است كه از اسرائيل و هواداران آن پشتيباني مي كند، آمريكا است كه به اسرائيل قدرت مي دهد كه اعراب مسلم را آواره كند.»
  اسرائيل از نگاه امام توطئه مشترك همه قدرت هاي استعماري براي سلطه بر منطقه و سركوب تفكر و جريان ضدسلطه است.
« اسرائيل با تباني و همفكري دولت هاي استعماري غرب و شرق زاييده شده و براي سركوبي و استعمار ملل اسلامي به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمايت و پشتيباني مي شود.»
   شناخت اين تباني و توطئه مشترك شرق و غرب استعمارگر، از سوي ملت ها تصميم گيري درباره نحوه تعامل با پديده ي رژيم صهيونيستي را آسانتر مي كند و موجب خيزش هاي مردمي و حضور مردم در صحنه ی نهضت ضدصهيونيستي خواهد شد.

11- عمل به تكليف به عنوان تنها راه رهايي از ستم

امام خميني(ره) در طول حيات با بركت خويش، ضمن توصيف درست از چرایي تاسيس رژيم صهيونيستي و جريان مسلط بر اين ماجراي تلخ تاريخ معاصر و با توجه به دور راه هاي پيموده شده قبلي و با نگاه به الگوي انقلاب اسلامي و تجربه شيرين ملت ايران، تنها راه رهايي از اين ستم بزرگ را عمل به تكليف از سوي امت مي دانست و مثلث ايمان، جهاد و شهادت را در مقابله با خصم صهيونيستي اساس اين تكليف مي شمرد. برهمين اساس مي گفتند در هر كاري ما مامور به تكليف هستيم، نه نتيجه. از آنجا كه اين تكليف زماني نتيجه مي دهد كه يك حركت جهاني و گسترده عليه صهيونيسم بين الملل و استعمار جهان خوار،  پديدار شود. لذا  ايشان روز جهاني قدس را كليد اين حركت برشمردند و آن  را مقدمه اي براي حل مشكلات بشريت دانستند .« روز قدس، يك روز اسلامي است و يك بسيج عمومي اسلامي بود و اميدوارم كه يك حزب به اسم حزب مستضعفين در تمام دنيا بوجود بيايد و همه مستضعفين با هم در اين حزب شركت كنند و مشكلاتي كه سر راه مستضعفين است از ميان بردارند و قيام در مقابل مستكبرين و چپاولگران شرق و غرب كنند و نداي اسلام را وعده ي اسلام را كه حكومت مستضعفين بر مستكبرين است و وراثت ارض براي مستضعفين است، محقق كنند.»

نتیجه :

بی تردید نگاه امام خمینی(ره) به مساله ی فلسطین را از صور مختلف دیگری نیز می توان مورد اشاره قرار داد که البته نیازمند فرصت و مجال ديگري است. ولي به طوركلي مي توان گفت امام خميني(ره)  جنگ با صهيونيسم بين الملل و قدرت هاي زيادي خواه را يك جنگ دائمي ميان مستضعفين و آن ها مي دانست و فلسطين و قدس را به عنوان محور اين حركت مطرح مي سازند و ايران اسلامي و نهضت اسلامي برآمده از آن را به عنوان خاستگاه و پايگاه اصلي و محور ديگر آن مي دانند و آموزه هاي اسلامي را به عنوان محور ايدئولوژيكي اين تقابل معرفي مي كنند. زيرا صهيونيسم تقريبا همه آموزه هاي ديني و غيرديني ديگر را در عرصه مقابله با خود، خلع سلاح ساخته است و امروزه تفكر اسلامي مبتني بر الگوي انقلاب اسلامي كه حضرت امام خميني(ره)  از آن به عنوان اسلام ناب محمدي(ص) ياد مي كردند به تنهايي در برابر اين جريان ايستاده است و با توجه به روند مطرح در سطح بين المللي و با نگاه به اينكه جنگ و مبارزه واقعي ميان صهيونيسم زورمدار و سلطه طلب و اسلام است، اقشار ستمديده جهان كه امام از آنان با عنوان مستضعفين ياد مي كند به طور طبيعي با الهام از ايدئولوژي اسلام مي توانند در برابر صهيونيسم بايستند و موفقيت را چشم داشته باشند و از آنجاكه فلسطين خاكريز اول اين جنگ است، حمايت از آزادي فلسطين تكليفي جهاني است.

•  این مقاله از کتاب "جستارهایی پیرامون فلسطین" تالیف دکتر زهرا مصطفوی، دختر امام خمینی (ره) و رئیس و دبیر کل جمعیت دفاع از ملت فلسطین، به مناسبت سالروز عروج ملکوتی امام راحل، برگرفته شده است. این کتاب از سوی نشر قبله اول و به همت جمعیت دفاع از ملت فلسطین در سال 1393 چاپ و منتشر شده است.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

تبلیغ طلایی

تبلیغ نقره ای

تبلیغ برنزی

تبلیغات سوما

عملکرد سنجی

عملکرد سوما نیوز را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما 69 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم