شنبه, 02 شهریور 1398

نوار کناری

شناسه خبر:2525
به قلم احمدرضا روح اله زاد؛

آینده روشن است؛ چون ایران انقلابی مانده است

  • انداز قلم

اختصاصی سوما؛ پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نه تنها تحولات و تغییرات بنیادین در همه زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی و غیره در سطوح ملی ایجاد کرد، بلکه بر تحولات منطقه نیز تاثیر جدی و وسیعی گذاشت و پس از آن منطقه روند جدیدی از تحولات را تجربه کرد.

به همین دلیل بسیاری از کارشناسان بر آن هستند که برای بررسی تحولات منطقه اعم از غرب آسیا و شمال افریقا باید انقلاب اسلامی در ایران را به عنوان یک نقطه عطف در نظر گرفت و به عبارت دیگر منطقه را به قبل و بعد از انقلاب تقسیم کرد.

غرب آسیا و شمال افریقا پس از انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف تحولات بسیار جدی را به خود دیده است اما تردیدی نیست که این تحولات در دو حوزه سیاسی و نظامی نمود بیشتری داشته است. قبل از انقلاب اسلامی، نظام منطقه ای تماما بر وابستگی استوار بود. رژیم های منطقه  یا وابسته به بلوک غرب به رهبری امریکا بودند و یا وابسته به بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی بودند. بر این اساس کلیه رفتارهای سیاسی و نظامی این رژیم ها در راستای اراده دو قطب حاکم بر جهان تعریف می شد. بحران فلسطین نیز متاثر از این شرایط دو قطبی بود. وقتی رژیم انور سادات در مصر به سمت غرب گرایش پیدا کرد، پیمان صلح با اسرائیل را منعقد کرد و این موضوع معادله درگیری در منطقه را کاملا تغییر داد. به گونه ای که هم رژیم های دیگر را به سمت بازنگری در نوع وابستگی سوق داد و هم در سطح ملی فلسطین، جریان های مبارز فلسطینی را که عمدتا بر تفکر چپ بودند، دچار سرخوردگی کرده و آنها با تغییر در منشور خود به سمت تسلیم در برابر اسرائیل حرکت کردند.

در چنین فضایی بود که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید. رژیم پهلوی مهمترین رژیم هم پیمان با امریکا و اسرائیل در منطقه محسوب می شد اما انقلاب اسلامی رژیمی را در ایران مستقر کرد که استقلال از دو قطب جهانی حاکم به عنوان مهمترین اولویت آن محسوب می شد و با توجه به اینکه این استقلال طلبی هرگز نمی توانست مورد قبول جریان سلطه قرار گیرد، مقابله با جریان سلطه در همه ابعاد آن یک ضرورت ناگزیر برای نظام اسلامی ایران به شمار می رفت. از آنجا که اسرائیل به عنوان پایگاه جریان سلطه در منطقه جهت استمرار وابستگی منطقه محسوب می شود، مخالفت با اسرائیل و حمایت از آرمان آزاد سازی فلسطین در راس اولویت های سیاست خارجی ایران قرار گرفت. این اهتمام ویژه به مساله فلسطین، معادلات منطقه ای را وارد مرحله جدیدی کرد و عملا منطقه به دو جریان سازش و مقاومت قطب بندی شد. حمله عراق با کمک رژیم های غربی و عربی به ایران شرایط دو قطبی را تشدید کرد.

با حمله امریکا به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور اسلامی و مخالفت قاطع ایران با این اقدام امریکا عملا مقاومت از پایگاه مردمی گسترده تری برخوردار شد و اوج این مساله  را می توان در جریان بیداری اسلامی مشاهده کرد که از تونس شروع شد و تقریبا اکثر کشورهای عربی را فرا گرفت.

غرب تلاش کرد با تعریف و مدیریت بحران سوریه و پدیده تروریسم تکفیری، جنگ مذهبی را در منطقه نهادینه کند و این طریق هم بیداری اسلامی مهار کرده و هم مقاومت را که به یک محور موثر تبدیل شده بود، از معادلات منطقه ای حذف کند. اما مقاومت با رهبری ایران با توجه به شناختی که از سیاست ها و برنامه های جریان سلطه داشت، با ورود به بحران سوریه و قرار گرفتن در کنار مردم و دولت این کشور و نیز عراق  که بخش های وسیعی از جغرافیای این کشور در اشغال تروریست های تکفیری بودند و جنگ علیه تروریسم اشغالی – تکفیری، عملا نقشه های جریان سلطه در نهادینه کردن جنگ مذهبی در منطقه و حذف مقاومت را خنثی کرد و در حال حاضر مقاومت بسیط اولیه، نه یک محور به نام مقاومت بلکه به یک اتحاد منطقه ای چند وجهی و پیچیده با ظرفیت ها و امکانات بسیار زیاد نظامی، اقتصادی، رسانه ای تبدیل شده است.

این مقاومت گستره جغرافیایی وسیعی از ایران، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، یمن و افغانستان را شامل می شود و به عنوان مهمترین و موثرترین بازیگر منطقه ای مطرح است. مقاومتی که مهمترین ضامن استقلال ایران بوده و ان شاء الله استقلال همه کشورهای عضو جبهه مقاومت و در آینده ای نه چندان دور همه کشورهای جهان اسلام خواهد بود.

بی تردید چهل سال اصرار بر آرمان انقلاب و ابرام بر مقاومت و استقلال خواهی با وجود همه هزینه ها و سختی هایی که داشته و دارد، حلاوت خاصی به جشن چهل سالگی انقلاب بخشیده است. آینده روشن است چون ایران انقلابی است و مقاوم.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

طلایی

نقره ای

برنزی

عملکرد سنجی

عملکرد سوما نیوز را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما 73 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم