پنج شنبه, 29 شهریور 1397
شناسه خبر:1345
به قلم مهدی روح اله زاد؛

نقش رهبری در ایجاد تحول مثبت در جوامع

  • انداز قلم

اختصاصی سوما؛ رهبران جوامع در یک بستر زمانی با لحاظ تاریخ و تمدن، باورهای دینی و اندیشه ای، ساختارهای فرهنگی، محیط جغرافیایی و موقعیت ها و خطرات، تصویر مثبت آینده آن جامعه را ترسیم می کنند. تصویر مثبتی که چشم انداز موفقیت جامعه تلقی می‌شود.

در علوم اجتماعی تاکید می شود که آنچه یک جامعه را به موفقیت رهنمون می شود، داشتن چشم انداز های مثبت و یا افق های عالی است. به این معنی که جامعه ای که دارای تصویری روشن و مثبت از آینده باشد، می توان انتظار داشت که در مسیر پیشرفت به مطلوبیت خود دست پیدا کند. پس اگر جامعه ای تصویری روشن و مثبت از آینده نداشته باشد، این انتظار طبیعی است که از توسعه نایافتگی و عقب ماندگی در رنج باشد. ( جوامعی مانند سومالی به دلیل مشکلات عدیده ای که دارند مانند ناامنی گستره، نبود یک وفاق  و هویت ملی و در واقع غلبه هویت های قومی و قبیله ای بر هویت ملی و تا حدودی افغانستان هم به دلیل غلبه هویت های قومی و مذهبی بر هویت ملی، چشم انداز فراگیر ملی ندارند و تصویر آنها از آینده به برتری یابی و جایگاه یافتن قومی در میان اقوام آن هم با تکیه بر کارکردهای نظامی و امنیتی است که خود موجب شکل گیری جنگ های داخلی و کم اثر بودن حکومت مرکزی شده است.)


جامعه در واقع همانند یک فرد عمل می کند. داشتن اهداف عالیه و افق های بلند( نه آرزوهای دراز که حصول به آنها شاید هرگز ممکن نباشد) فرد را برای رسیدن به آن هدف یا اهداف بلند که مطلوب وی است، به حرکت وادار می سازد و تحمل هزینه ها در نیل به هدف  در نظر وی سخت جلوه نمی کند. ممکن است در مسیر حرکت وی به هدف، موانعی هم پیدا شوند که موجب کندی حرکت وی گردند و هزینه ها را هم افزایش دهند اما فرد دارای هدف یا اهداف بلند، از پدیدار شدن موانع دلسرد نمی شود و افزایش هزینه ها هم وی را نگران نمی کند. زیرا چنین فردی که اهداف عالیه ای را برای موفقیت خود در نظر گرفته است، صرفا حرکت نمی کند، بلکه چگونگی حرکت را نیز از پیش مشخص کرده است. به عبارت دیگر نقشه راه رسیدن به اهداف را کاملا ترسیم کرده است و می داند که هر گام را چگونه باید بردارد و میزان هزینه هر گام نیز برآورد شده است. حتی موانع را به عنوان تهدیدات محتمل آینده در برنامه ترسیمی خود دیده است. چنین فردی به تعبیر امروزی، پله های ترقی را با شتاب خواهد پیمود و به مطلوب خویش دست پیدا خواهد کرد.

جامعه نیز در کل مانند یک فرد عمل می کند. جامعه ای که افق های بلند در سر دارد و تصویر روشن و مثبتی از آینده داشته باشد، برای رسیدن به آن چشم انداز مثبت و یا همان اهداف بلند، نقشه راه خود را ترسیم می کند. اما یک جامعه بر خلاف فرد که خودش هدف سازی کرده، برنامه حرکت را تدوین می کند، منابع و امکانات را مهیا می سازد و بعد حرکت به سمت هدف را آغاز می کند، شرایطش اندکی متفاوت است. جامعه متشکل از افراد است بنابر این یک ساختار مسئولیت تصمیم سازی و تصمیم گیری را در آن بر عهده دارد. در راس این ساختار فرد یا افرادی قرار دارند که عنوان رهبری را یدک می کشند.


یک جامعه موفق برای آن که تصویری مثبت از افق های آینده داشته باشد در درونش فرد یا افرادی باید باشند که آن تصویر مثبت و روشن را برای جامعه تعریف و ایجاد کنند. این تصویر روشن و مثبت البته یک شبه پدیدار نمی شود، بلکه در یک بستر زمانی شاید چندین نسلی و بر پایه عقبه های تاریخی و تمدنی، باورهای دینی و اندیشه ای، ساختارهای فرهنگی، محیط جغرافیایی و حتی تهدیداتش، شکل می گیرد. ( در مثال سومالی اشاره شد که جامعه سودان از چه مشکلاتی رنج می برد، به دلیل نبود رهبرانی فراگیر ، مطالبات قومی اولویت یافته و این کشور اکنون یک کشور کامل در هم شکسته است. عمده رهبران در این جامعه روسای قبایل هستند که تنها در فکر تامین مطالبات قبیله خود هستند و در مواقعی هم حتی خواسته شخصی بر نیازهای قبیله ای ترجیح داده می شود. در چنین شرایطی امکان ورود این کشور به کاروان توسعه نمی رود.)

رهبران جوامع در یک بستر زمانی با لحاظ تاریخ و تمدن، باورهای دینی و اندیشه ای، ساختارهای فرهنگی، محیط جغرافیایی و موقعیت ها و خطرات، تصویر مثبت آینده آن جامعه را ترسیم می کنند. تصویر مثبتی که از آن با عنوان چشم انداز موفقیت یک جامعه یاد می کنند. بنابر این به هر میزان که یک جامعه از عقبه تمدنی و تاریخی ریشه دار و از آبشخور اندیشه ای عمیقتر و از ساختارفرهنگی غنی تر برخوردار باشد، مطالبه و یا همان تصویر روشن آینده و یا چشم انداز، ارزشمندتر است و البته سختی راه و هزینه های آن نیز بیشتر است. در چنین شرایطی هر کسی نمی تواند به عنوان یک رهبر فراگیر و همه جانبه و به اصطلاح کاریزما مطرح شود. ممکن است در بستر زمانی که این تصویر روشن از آینده برای تبدیل شدن به یک مطالبه جمعی است، در گذر زمان رهبرانی مطرح شوند و وظیفه خود را در آن مرحله بر عهده بگیرند و جامعه را در مقاطع گوناگون به سمت مطلوب هدایت کنند.


مثال: جامعه ایران از زمان قاجاریه با توجه به فرهنگ اسلامی و باورهای دینی خواستار حکومتی بوده که بر اساس دستورات دین اسلام عمل کند. به همین دلیل علیه استبداد پادشاهی قاجار شوریدند اما با توجه به کم آگاهی مردم ایران از دستورات اصیل دینی و دخالت عوامل دیگر، تنها توانستند نوعی پادشاهی مشروط ایجاد کنند و بعد پادشاهی مشروطه و مشروعه( پادشاهی که مشروط باشد بر اساس آموزه های دین اسلام) را به عنوان یک مطالبه دنبال کردند. در هر یک از این مراحل افرادی به عنوان رهبران جامعه برای حرکت به سمت مطلوبشان هدف گذاری کردند. کسانی مانند شیخ فضل الله نوری که البته در زمان انقلاب مشروطیت به تحریک عوامل انگلیس و روسیه و به دست مشروطه خواهان اعدام شد، یکی از رهبران جامعه ایران به سمت چشم انداز آن یعنی تاسیس حکومتی بر پایه اسلام و مشارکت مردم، بود.

همه این مقاطع در واقع زمینه ساز تولد رهبری است که فراگیری و مطلوبیت بیشتری از رهبران گذشته دارد و وی تصویر روشن و مثبتی که از آینده جامعه ترسیم می کند، بر اساس ظرفیت های جامعه است و جامعه را به سوی آن حرکت می دهد. جامعه ایران در دوران پهلوی احساس کرد که از مطلوب خویش بسیار دور شده است، لذا برای بازگشت به مسیر مطلوب خود علیه پادشاهی پهلوی قیام کرد و وظیفه هدایت مردم را علمای دینی و روشنفکران بر عهده گرفتند تا زمینه برای رهبری فردی مهیا شد که رهبری فراگیر و به اصطلاح کاریزما بود. امام خمینی رحمة الله علیه، با ارائه تصویری روشن از آینده جامعه ایران در چارچوب نظریه حکومت ولایت فقیه، حرکت جامعه را به سوی این مطلوبیت رهبری کرد.


( ممکن است در یک جامعه با آنکه به لحاظ تاریخی و تمدنی و دیگر خصوصیات گفته شده در سطح بالایی باشد اما کسانی که به عنوان رهبر در ان ظهور می کنند بیش از آنکه تعالی جامعه را درنظر داشته باشند، اهداف شخصی را دنبال کنند و یا تلفیقی از هر دو را در نظر داشته باشند که این هر دو در دراز مدت آسیب هایی را ممکن است در پی داشته باشد، هر چند در کوتاه مدت دستآوردهایی را شامل خواهد شد.)

 

رهبران جوامع معمولا از خصوصیات خاصی برخوردار هستند؛


-  نسبت به جامعه دارای مهر و عاطفه هستند و نگران سرنوشت جامعه و خیر خواه آن هستند.


-  در برابر خطاهای افراد جامعه و اشتباهاتی که در مسیر حرکت انجام می دهند از تحمل پذیری بالایی برخوردار هستند.

-   در زندگی فردی و اجتماعی شان نظم حاکم است. برخی از نزدیکان امام خمینی(ره)  می گویند ما با کارهای امام می توانستیم بفهمیم که ساعت چند است. یعنی ایشان برای هر ساعت از روز برنامه خاصی را مشخص کرده و انجام می داد.

-  خطرات و تهدیدات جامعه را شناخته و به موقع هشدارهای لازم را برای دفع آن تهدیدات مطرح می کنند. مثلا وقتی کوتاهی بنی صدر(رئیس جمهور) در پشتیبانی از رزمندگان در پاوه را دیدند به ارتش هشدار دادند و ارتش هم با تمام قوا وارد میدان شد و شهر پاوه را به کمک سپاه پاسداران آزاد کرد.

-  افرادی شجاع و مدیر و صاحب تدبیر هستند. در زمانی که ایران در گیر جنگ با عراق بود و دولت شوروی سابق هم به عراق کمک تسلیحاتی می کرد، سفیر شوروی در ایران خدمت امام رسید و اعلام کرد که شوروی می خواهد به کشور افغانستان حمله کند و ایران بهتر است که در این باره سکوت کند. اما امام فردایش نسبت به این اقدام شوروی که یکی از دو ابر قدرت زمان بود، اعتراض کرد. یا زمانی که در سال 1982 اسرائیل به لبنان حمله کرد و تا پایتخت آن بیروت پیش رفت، ارتش و سپاه ایران هر کدام نیروهایی را برای جنگ با اسرائیل فرستادند و وقتی گزارش آن را به امام دادند، ایشان خواستار بازگشت نیروها شد و گفت فقط نیروهای تبلیغی و آموزشی را نگه دارند. با این تدبیر امام حزب الله لبنان شکل گرفت که اکنون به عنوان نیروی تاثیر گذار در منطقه مطرح است. ( همچنین نلسون ماندلا رهبر افریقای جنوبی پس از اینکه نظام آپارتاید یا نژاد پرستی سفید پوستان برچیده شد، در برابر کسانی که در صدد انتقام از سفید پوستان بودند ایستاد و با توجه به اینکه خطر دو قطبی شدن یا شکاف جامعه وجود داشت که می توانست افریقای جنوبی را به سمت جنگ داخلی سوق دهد، عفو عمومی اعلام کرد و با این تدبیر خویش خطر جنگ داخلی را از این کشور دور ساخت. مثال دیگر در این حوزه می توان به مهاتما گاندی اشاره کرد که با طراحی مبارزه منفی جامعه هند را از سلطه استعمار انگلیس نجات داد زیرا می دانست که انگلیسی ها پس از سال ها حضور در هند و ایجاد روابط با اقوام مختلف و نیز سابقه اختلاف افکنی خود منتظر هر بهانه ای هستند برای درگیر کردن هندوستان به یک جنگ اقوام بزرگ و ویرانگر از این روی با تدبیر خویش مبارزه منفی را برگزید و مردم هند هم با تاسی از وی همه بهانه ها را از دست استعمار پیر گرفتند. مبارزه منفی مثلا تحریم کالا های انگلیسی، اکتفا کردن به حد اقل ها در زندگی، اعتراض بدون خشونیت و ...)


-  ساختاری مشخص برای ارتباط با افراد و اقشار تعریف و ایجاد می کنند. در زمانی که رهبر انقلاب اسلامی در تبعید در نجف و پاریس بودند افراد خاصی مانند شهید مرتضی مطهری، مرحوم هاشمی رفسنجانی و غیره خلاء ارتباط جامعه و رهبری را پر ساختند و از این طریق جامعه را رهبری کردند.

-  جامعه این افراد را به صداقت و عدالت می شناسند بنابراین در پذیرش رهنمودها و دستوراتشان تردیدی ندارند و این امر موجب حضور شاداب اقشار مختلف، در تحولات اجتماعی می شود. (در دوران انقلاب مردم به صراحت و روشنی در همه تظاهرات اعلام کردند که خواستار حکومت اسلامی هستند. پس از پیروزی انقلاب برخی به دنبال تشکیل حکومت اسلامی بودند که در آن فرد حاکم هم قانون گذار است و هم مجری قانون، مانند شرایط کنونی حکومت در برخی کشورهای عربی و البته مانند داعش،  برخی هم به دنبال حکومت جمهوری بدون قید اسلامی بودند، امام خمینی از مردم خواست در رفراندم تعیین سرنوشت ایران به جمهوری اسلامی رای دهند که  در آن مردم با انتخاب نمایندگان خود در امر قانون گذاری شریک بوده و در عین حال با انتخاب ریاست جمهوری در اجرای قوانین هم نقش دارند، برگزینند. مردم به دلیل صداقت و عدالتی که در وی سراغ داشتند به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند.)
-  در حرکت جوامع به سمت توسعه دو دسته از اهداف؛ 1- اهداف بالا دستی 2 – اهداف پایین دستی را می توان تصور کرد. اهداف بالادستی فردی نیست بلکه اهداف جمعی است و در واقع مصلحت عموم مردم و نظام در آن قرار دارد. از چند سال قبل رهبری عالیه نظام اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای؛ راهبردی به نام اقتصاد مقاومتی را مطرح ساخته است و از همه ظرفیت های نظام در حوزه های قانون گذاری و اجرایی و غیره، حتی عموم مردم خواسته است که اقتصاد جامعه را با توجه به این راهبرد سامان بخشند. در واقع افزایش استقلال اقتصادی کشور از طریق پیگیری و اجرای راهبرد اقتصاد مقاومتی یک مصلحت عمومی است تا اینکه غرب که با پیروزی انقلاب اسلامی خود را در برابر ملت ایران شکست خورده یافته است، نتواند به هر دلیلی مانند؛ فنآوری هسته ای، افزایش توانمندی های دفاعی ایران، جامعه ما را تحت فشار و تحریم قرار دهد که تسلیم شده و به نوعی از آرمان های انقلاب اسلامی خود عقب نشینی کنیم.

-  معمولا رهبران و نخبگان جامعه این اهداف بالا دستی را مطرح می کنند و البته ممکن است در پیگیری و اجرای این اهداف برخی از  مردم زیان نیز ببینند. مثلا فردی که در امر واردات کالا و خدمات به کشور فعال است، ممکن است در صورت اجرای راهبرد اقتصاد مقاومتی این فرد متضرر شود اما چون اکثریت جامعه از اجرای این سیاست سود می برند، لذا این اهداف و مطالبات بالادستی باید تعیین و پیگیری شوند و افراد جامعه هم باید به آن از زاویه منفعت جمعی و نه فردی بنگرند.

-  اهداف پایین دستی شامل اهداف فردی، گروهی و اجتماعی است. بحث رفع بیکاری و کار آفرینی یک نیاز همیشگی جوامع است. بنابراین این اهداف برای مردم کاملا قابل درک است و مردم بر اساس درکی که از این اهداف دارند در امور سیاسی مانند انتخابات مشارکت می کنند. البته ممکن است برخی از سیاسیون با هدف کسب حداکثر آرای مردمی با توجه به ملموس بودن اهداف پایین دستی در فهم جوامع، با زیر پا گذاشتن اهداف بالادستی، صرفا اهداف پایین دستی را مطمح نظر قرار داده و به عنوان اولویت مطرح می کنند. این گونه سیاست ها نوعی سوء استفاده از فرد و اجتماع است و موجب گسترش عوام فهمی در جوامع می شود.  این در شرایطی است که کارشناسان معتقدند بسیاری از سیاست های حل مشکلات فردی، گروهی و اجتماعی زمانی امکان پذیر است که سیاست های کلان بالادستی اجرا گردد و فضای جامعه را تغییر دهد. به همین دلیل بین اهداف بالادستی و پایین دستی یک ارتباط جدی و قوی وجود دارد. اهدافی که رهبران و نخبگان دلسوز جامعه تعیین کرده اند، در اجرا عملا رضایت عمومی را جلب خواهند کرد. بر این اساس باید گفت جدایی بین اهداف بالادستی و پایین دستی در میدان امکان پذیر نیست زیرا با این اقدام عملا این ساست با بحران روبرو می شود.
 


-  تاکید مقام معظم رهبری در هوشیاری مسئولین و تلاش آنها برای فعال نشدن گسل های قومی و مذهبی و حتی اجتماعی و فرهنگی، در واقع با هدف حفظ امنیتی است که جامعه در بستر آن امنیت توسعه و تکامل می یابد. زیرا فعال شدن این گسل ها می تواند ایران را به سوریه، افغانستان و حتی سومالی تبدیل کند. گسل هایی که بی تردید از سوی کشورهایی مانند امریکا و همپیمانان منطقه ای اش مانند عربستان حمایت می شوند. صحبت های اخیر وزیر دفاع عربستان که جنگ را به داخل ایران خواهند کشاند در همین چارچوب قابل ارزابی است.بر این اساس فعال سازی این گسل ها در واقع فرو کاستن افق های عالی جامعه به مطالبات خرد قومی – مذهبی و یا مطالبات فردی و گروهی و اجتماعی است. حال آنکه همه مطالبات خرد در چارچوب چشم انداز توسعه جمعی جامعه سریعتر دست یافتنی هستند.بی تردید کسی و یا جریانی که برای نیل به اهداف شخصی و یا گروهی به این مهم توجه نکند و با زیر سوال بردن دستآوردها کلان جامعه به فرو کاهی مطالبات عالیه جامعه اقدام کند؛ جریانی قابل اعتماد در جهت توسعه کشور نمی تواند باشد.


نویسنده: مهدی روح الله زاد

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

تبلیغ طلایی

تبلیغ نقره ای

تبلیغ برنزی

تبلیغات سوما

عملکرد سنجی

عملکرد سوما نیوز را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما 77 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم