چهارشنبه, 04 مهر 1397
شناسه خبر:2243
به قلم احمدرضا روح اله زاد؛

اسرائیل و سرنگونی برتری راهبردی

  • انداز قلم

اختصاصی سوما؛ اسرائیل با توجه به کارکردی که برایش تعریف شده بود، از همان آغاز به صورت یک پادگان نظامی طراحی شده است.

کارکرد این پادگان، جنگ افروزی یا همان مدیریت جنگ و ناامنی در سطح منطقه است. بر این اساس این پادگان باید همیشه در اوج آمادگی و اقتدار نظامی باشد. به همین دلیل است که تسلیح و تجهیز ارتش رژیم صهیونیستی به پیشرفته ترین سلاح ها و سامانه های جنگی به عنوان یک اولویت در دولت های غربی مطرح بوده است. زیرا این پادگان نظامی غرب در سطح منطقه؛ باید بتواند ماموریت های خود را در سریعترین زمان ممکن و با کمترین هزینه و خطری انجام دهد.

تاریخ نشان می دهد که برتری نظامی اسرائیل همواره به عنوان برگ برنده در درگیری ها محسوب شده است و صهیونیست ها تا سال 2000 میلادی، در هر جنگی که ورود کرده اند از آن، پیروز بیرون آمده اند. البته مهمترین رکن برتری اسرائیل، نیروی هوایی آن بوده است. نیروی هوایی برتر صهیونیست ها موجب انتقال جنگ به عمق طرف های دیگر شده بدون اینکه عمق رژیم صهیونیستی با خطر و تهدید موثری روبرو شده باشد. این در حالی بوده که به دلیل انتقال جنگ به عمق طرف مقابل، خسارات وارده به آن بسیار شدید و موثر بوده است.

شکل گیری مقاومت اسلامی در سطح منطقه تغییری جدی در این معادله یکطرفه ایجاد کرد و صهیونیست ها متوجه شدند که شرایط تغییر یافته است و در صورت ورود به هر جنگی باید هزینه آن را پرداخت کنند. مقاومت لبنان توانست از سال 2000 میلادی هزینه های جنگ را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کند. فرار از جنوب لبنان در سال 2000 و فرار از غزه در سال 2005 نیز چهار جنگ سال های 2006 و 2008 و 2012 و 2014 نشان داد که عمق استراتزیکی اسرائیل قابل دسترسی و تهدید است و مقاومت می تواند از طریق موشک های خود در معادله منطقه تغییر ایجاد کند. تغییری که کارشناسان از آن با عنوان بازدارندگی موثر یاد می کنند. این در شرایطی بود که اسرائیل هنوز از یک توان راهبردی برخوردار بود و با آن محیط پیرامونی را به شدت تهدید می کرد. این توان برتر، نیروی هوایی اسرائیل بود که از مجموعه توان کشورهای منطقه، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، برتر بود.

سند استراتژیکی ارتش رژیم صهیونیستی که در سال 2016 به وسیله آیزنکوت، رئیس ستاد مشترک ارتش این رژیم رونمایی شد و حدود چند ماه قبل هم ابعاد بیشتری از آن منتشر شد، بر ضرورت تقویت و استفاده از برتری نیروی هوایی در جنگ های آینده تاکید داشت. با تاکید بر همین برتری بود که از زمان شروع بحران تروریستی - تکفیری در سوریه، قریب 30 حمله هوایی به عمق خاک سوریه انجام شده است.

بر این اساس سرنگونی جنگنده f16 امریکایی رژیم صهیونیستی توسط ارتش سوریه یک اتفاق ساده نباید تلقی شود. تحلیلگران اتفاق نظر دارند که این اتفاق یک تحول جدی نه تنها در معادله رویارویی با رژیم صهیونیستی محسوب می شود بلکه تحولی جدی تر و موثرتر در کلیه معادلات منطقه ای به شمار می رود.

تا قبل از بامداد شنبه 21 بهمن رژیم صهیونیستی 27 مورد تجاوز به حریم هوایی سوریه داشته است و مواضعی را در عمق خاک این کشور هدف قرار داده، بدون اینکه جنگنده های این رژیم با تهدیدی جدی روبرو شوند. تنها در چند عملیات اخیر بود که سامانه های موشکی سوریه توانستند تا حدودی جنگنده های متجاوز را تهدید کنند. دولت سوریه در مقابل این تجاوزات به ارسال شکایت نامه به سازمان ملل و یا هشدارهای سطحی بسنده می کرد.

با سرنگونی این جنگنده که یک جنگنده پیشرفته در جهان محسوب می شود، در واقع این برتری راهبردی اسرائیل بود که سرنگون شده است. اسرائیل در چند جنگ سال های اخیر در لبنان و غزه نشان داد که برتری در روی زمین را از دست داده است و اسطوره تانک های مرکاوای اسرائیل توسط موشک های یاخونت یا کورنت در هم شکسته و این رژیم یک از پیش بازنده است و قادر به پیش روی و اشغال زمین نبوده و نیست. این در حالی است که خسارات انسانی و اقتصادی سنگینی نیز به این رژیم تحمیل شده است. اکنون تنها مزیت و عامل برتری آن در معادله تقابل نیز با سرنگونی جنگنده F 16  سرنگون شده و از دست رفته است.

از سال 1982 که یک جنگنده اسرائیلی توسط ارتش سوریه سرنگون شده است، به مدت 35 سال گذشته هیچ جنگنده اسرائیلی به وسیله سامانه های دفاعی سرنگون نشده بود. نکته دیگر در این اتفاق آن که این جنگنده توسط یک سامانه بسیار قدیمی سوریه یعنی S 200 سرنگون شده است. این سامانه با توجه به سیستم های راداری و نظارتی و جاسوسی و موشکی پیشرفته ای که جنگنده F 16   به آن مجهز است، قادر به رهگیری و هدف قرار دادن آن نباید باشد. همین سامانه در سال 1982 در بقاع مورد حمله جنگنده های اسرائیلی قرار گرفت و بدون اینکه بتواند خطری متوجه آنها بکند، منهدم شد! بنابراین رهگیری و سرنگونی این جنگنده پیشرفته توسط این سامانه قدیمی خود به یک ابهام بزرگ تبدیل شده است. خصوصا که سامانه های پیشرفته موشکی مستقر در سوریه مانند S 300  و S400  تماما در کنترل نظامیان روسی مستقر در خاک سوریه قرار دارند. این سامانه ها به اعتراف صهیونیست ها و نیز نظامیان روسی در هنگام این عملیات کاملا غیر فعال بوده اند. اظهار شگفتی کارشناسان روسی از سقوط این جنگنده اسرائیلی نیز به همین دلیل است.

بر این اساس به نظر می رسد ارتش سوریه یا راسا و یا به کمک همپیمان اصلی خود در ارتقاء این سامانه قدیمی به موفقیت هایی دست یافته است. اقدامی که از چشم سیستم های جاسوسی امریکایی – اسرائیلی پنهان مانده است. شواهد نشان می دهد که این اتفاق طی یک یک طرح عملیاتی توسط ارتش سوریه اجرایی شده است. حملات چند روز قبل اسرائیل با  هشدار غیر رسمی سوریه همراه بود، مبنی بر اینکه در صورت تکرار تجاوز، اسرائیل با پاسخ جدی سوریه روبرو خواهد شد. علت تشدید حملات رژیم صهیونیستی به مواضعی در دمشق و اطراف آن در واقع با هدف تاخیر یا ممانعت از عملیات ارتش سوریه و متحدین در اطراف دمشق خصوصا غوطه شرقی است. زیرا شواهد و جابجایی نیروها نشان می دهد که ارتش سوریه و متحدین در نظر دارند طی یک عملیات بزرگ، اطراف دمشق را از تروریست ها پاک سازی کنند. تروریست هایی که قرار است در طرح جدید امریکایی، صهیونیستی و اروپایی علیه دولت سوریه نقش ویژه ای را بر عهده بگیرند. بر اساس این طرح قرار است از طریق فشارهای مدنی دولت سوریه در دمشق را تحت فشار قرار دهند. بدین صورت که اقدامات واکنشی دولت سوریه علیه اقدامات تروریستی از طریق جامعه مدنی و با حمایت رسانه ها و حوزه های سیاسی غربی مورد اعتراض قرار گیرد و از این طریق دولت سوریه را با بحران جدیدی درگیر سازند که می تواند در حوزه های میدانی برای آن محدودیت هایی ایجاد کند.

با توجه به اراده محکم ارتش سوریه و متحدین برای انجام عملیات در غوطه شرقی و یکسره سازی درگیری( با توجه به میزان نفرات و ادواتی که به سمت غوطه شرقی حرکت کرده اند، این عملیات هدفی جز حذف کامل تروریست ها از این منطقه را ندارد) این احتمال مورد توجه قرار گرفت که در هنگام عملیات نظامی جنگنده های اسرائیلی به کمک تروریست ها آمده و مواضع ارتش و متحدین را هدف حملات خود قرار دهند. بر این اساس باید "دوران بزن دررویی" اسرائیل به پایان می رسید تا از ورود اسرائیل برای کمک به تروریست ها در زمان عملیات ممانعت بعمل آید. پرواز یک پهباد شناسایی در فضای فلسطین اشغالی، در واقع دامی بود که برای رژیم صهیونیستی تعبیه شده بود. طراحان عملیات در ارتش سوریه مطمئن بودند که ارتش صهیونیستی نسبت به این اقدام واکنش نشان خواهد داد. این حماقت تاریخی در مسئولین صهیونیستی دو جنگنده پیشرفته و یک بالگرد نظامی آن را در دام ارتش سوریه و سامانه به ظاهر قدیمی ولی ارتقاء یافته S200  گرفتار ساخت.  یک فروند جنگنده و یک فروند بالگرد رهگیری و سرنگون شدند و یک فروند جنگنده هم با چیزی شبیه معجزه توانست از دام ارتش سوریه فرار کند. نکته قابل توجه آن که موشک های شلیک شده از سامانه دفاعی سوریه از فضای شهرهای حیفا و تل آویو عبور کرد و موجب تعطیلی مراکز مهم این دو شهر از جمله فرودگاه بن گوریون شد. در واقع اسرائیل احساس کرده که عمق اسرائیل شدیدا در معرض تهدید قرار گرفته است. تصمیم کابینه امنیتی اسرائیل که در آن تاکید کرده است که این رژیم در نظر ندارد نسبت به سرنگون شدن جنگنده اش واکنش نشان دهد نیز ناشی از این احساس است.

ارتش سوریه در اجرای این عملیات دفاعی از تمامیت ارضی سوریه هم استقلال و هم توانایی خود را به نمایش گذاشت. خصوصا که پس از سفر نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به روسیه با همراهی روسایی نظامی و امنیتی این رژیم، در بازگشت صحبت از توافقات خاص کرده بود. تشدید تجاوزات جنگنده های رژیم صهیونیستی به سوریه در یکی دو هفته اخیر بنوعی تائید این توافقات خاص می توانست محسوب شود. از این روی ارتش سوریه چاره ای جز اتکا به خود و ظرفیت های در اختیار نداشته است. این عملیات نشان داد که ارتش سوریه با انکه حدود 7 سال درگیر یک جنگ داخلی فرسایشی است و آسیب های زیادی دیده است اما در عالیترین شرایط برای گسترش عملیات نظامی قرار دارد و متحدین این ارتش می توانند روی این ارتش ملی و کارآزموده حساب ویژه باز کنند زیرا این عملیات نمایش اعتماد بنفس عالی ارتش سوریه بود.

این عملیات نشان داد که محور مقاومت با آنکه درگیر جنگ سختی با تروریست های تکفیری در سوریه و عراق و لبنان است، اما به توانمند سازی راهبردی خود هم اهتمام ویژه داشته است. توانمندی که هدف اصلی آن مقابله با رژیم صهیونیستی و امریکا نیز هر جریانی است که بخواهد جدیت مقاومت را مورد آزمون قرار دهد.

سخن سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله در مراسم گرامیداشت دهمین سالگرد شهادت سردار مقاومت شهید عماد مغنیه مبنی بر توانایی حزب الله برای نابودی سکوهای نفتی و گازی اسرائیل در دریای مدیترانه ناظر بر این توانایی راهبردی است. همچنین عملیات مقاومت اسلامی فلسطین در روز شنبه علیه تیپ گولانی رژیم صهیونیستی در مرز مشترک با غزه، با علم بر واکنش صهیونیست ها نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. مقاومت غزه با این اقدام پس از سرنگونی جنگنده اسرائیلی در واقع این پیام را هم به اسرائیل و هم به محور مقاومت ارسال کرد که غزه درکنار محور مقاومت قرار دارد و آماده ورود به جنگ است و اسرائیل در صورت حماقت باید همزمان در چندین جبهه بجنگد. موضوعی که با توجه به شرایط حاکم بر این رژیم و تغییرات جدی در منطقه، امکان آن برای صهیونیست ها وجود ندارد.

سخنان میشل عون رئیس جمهور لبنان نیز در این چارچوب ارزیابی می شود که ارتش این کشور هم در هر جنگ آینده کنار مقاومت اسلامی به صورت جدی قرار خواهد گرفت و حزب الله در لبنان دیگر تنها نخواهد بود زیرا این وظیفه همه لبنان است که از تاریخ، هویت و اراده بزرگ خود دفاع کند. عون صراحتا اعلام کرد که ارتش لبنان دیگر در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی ساکت نخواهد بود. تحقیر رکس تیلرسون وزیر خارجه امریکا در هنگام دیدار با عون نیز در همین راستا قابل تفسیر است.

البته این تغییر شرایط می تواند از نتایج نشست های آستانه نیز باشد که با مدیریت درگیری ها و کاهش تنش ها در سوریه فرصت لازم را برای محور مقاومت مهیا ساخت تا به توانمند سازی راهبردی خود برای مقابله با دشمنان اصلی توجه ویژه داشته باشد.

بر این اساس باید اذعان داشت که معادلات گذشته که بر پایه بازدارندگی و توازن وحشت تعریف شده بود، کاملا فروریخته است و معادلات جدیدی در منطقه شکل گرفته است که محور مقاومت در آن تعیین کننده است و نه امریکا و رژیم صهیونیستی. تحلیلگران اذعان دارند که مدیریت تحولات منطقه در دستان محور مقاومت قرار گرفته است. در حال حاضر مقاومت در عراق، سوریه ، لبنان و یمن در جایگاه برتر قرار دارد. بی تردید در صورت وقوع جنگ، هیچ نقطه از فلسطین اشغالی از تیر رس حملات انبوه مقاومت در امان نیست و اسرائیل از هیچ مزیتی برخوردار نیست و این موضوع در مورد حامیان اسرائیل نیز صدق می کند. S200 ارتقاء یافته یک پیام ساده داشت؛ این تنها اندکی از توانمندی راهبردی محور مقاومت است. حزب الله لبنان در ابعاد کمی و کیفی موشک های تهاجمی خود رشد قابل توجه ای داشته است. برآوردهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی بر این نکته تاکید دارد.  اخیرا نیز برای مقابله با جنگنده ها و پهباد های رژیم صهیونیستی مجهز به موشک سام 5 شده است تا آسمان لبنان را برای متجاوزین کاملا ناامن سازد. بر این اساس باید گفت آسمان محور مقاومت برای هر جنگندهای خطرناک است. کما اینکه جنگنده های رژیم صهیونیستی در واکنش به عملیات مقاومت فلسطین در مرز غزه پس از مواجهه شدن با پدافند هوایی غزه چاره ای جز ترک آسمان غزه نیافتند.

پیامد های سرنگونی جنگنده F16 برای اسرائیل تنها در بعد امنیتی خلاصه نمی شود. بلکه آثار آن در درون جامعه صهیونیستی نیز بسیار سنگین و پر هزینه خواهد بود. این سخن بدین معنی است که معادله جدید خود را به داخل فلسطین اشغالی تحمیل کرده است. بر این اساس درصد بی اعتمادی به ارتش برای تامین امنیت شهروندان صهیونیست افزایش خواهد یافت. این موضوع در ابعاد جمعیتی نیز تاثیرشدید خواهد گذاشت و می تواند این رژیم را با بحران جمعیت در سال های آینده روبرو سازد. سرمایه گذاری خارجی آسیب جدی خواهد دید و فرار سرمایه نیز تشدید خواهد شد. رژیم صهیونیستی ناگزیر به بازنگری در ساختارهای نظامی و امنیتی فعلی و ایجاد تغییرات جدی در آنها خواهند بود که این مسئله هزینه های هنگفتی بر اقتصاد بیمار اسرائیل تحمیل خواهد کرد.پس باید گفت اسرائیل در آیینه سرنگونی جنگنده F16 سرنگونی اقتدار خود را اشکارا مشاهده کرده است.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

تبلیغ طلایی

تبلیغ نقره ای

تبلیغ برنزی

تبلیغات سوما

عملکرد سنجی

عملکرد سوما نیوز را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما 107 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم