یکشنبه, 24 شهریور 1398

نوار کناری

شناسه خبر:3595
به قلم احمدرضا روح الله زاد؛

سکوت معنا دار اسرائیل در تنش میان ایران و امریکا

  • انداز قلم

اختصاصی سوما؛ رژیم صهیونیستی همواره جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک تهدید وجودی برای بقای خود لحاظ کرده است و تقریبا همه سیاست های چهل ساله این رژیم در ارتباط با ایران با توجه به این تهدید بوده است.

در یک دهه اخیر و پس از روی کار آمدن بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، شاهد گسترش سیاست های ضد ایرانی از سوی این رژیم بوده ایم. تا جائیکه وی ضمن تهدید مستقیم ایران به اقدامات تهاجمی، بارها از امریکا درخواست اقدام نظامی علیه ایران کرده است.

در چند سال اخیر و خصوصا پس از امضای توافق هسته ای میان ایران و 1+5 که بسیاری آن را نقطه عطفی در روابط بین الملل برای حل بحران ها می دانند که به نوعی هم اعتبار تازه ای به سازمان ملل متحد اعطا کرده بود، نتانیاهو تلاش گسترده ای برای بی اثر کردن این توافق انجام داد و نهایتا با کمک لابی های صهیونیستی و نفوذی جاسوس علنی اسرائیل در کاخ سفید یعنی جراد کوشنر داماد دونالد ترامپ و مشاور ارشد وی، موفق شده امریکا را از توافق موسوم به برجام خارج سازد. در عین حال با فشار به ترامپ، امریکا را در معادلات منطقه ای و خصوصا در ارتباط با فلسطین به مرحله ای سخت منتقل کرده است که برگشت از آن نیز بسیار سخت به نظر می رسد. اقداماتی که تقریبا همه آنها با نقض قوانین و مقررات بین المللی همراه بوده است. شناسایی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، انتقال سفارت امریکا از تل آویو به قدس، شناسایی ضمیمه سازی جولان سوریه به عنوان بخشی از فلسطین اشغالی، فشار به سازمان بین المللی آنروا و تلاش برای لغو حق بازگشت آوارگان فلسطینی، تائید تلویحی ضمیمه سازی بخشی از کرانه باختری، گسترش پایگاه نظامی امریکا در سوریه و عراق، قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیز جریان های مقاومتی منطقه مانند حزب الله لبنان، حشد الشعبی عراق، حماس و جهاد اسلامی فلسطین در فهرست تروریسم، افزایش فشار به ایران در ابعاد اقتصادی و سیاسی و غیره، تلاش برای تشکیل یک محور ضد ایرانی در سطح منطقه، از جمله اقداماتی بوده است که دولت امریکا بر اساس نگاه اسرائیل انجام داده است. اقداماتی که امریکا را با چالش های سختی روبرو کرده است و به نوعی موجب کاهش جایگاه جهانی این کشور و گسترش انزوای بین المللی آن شده است و همین موضوع موجب شکل گیری جریان های اعتراضی در امریکا علیه حاکمان فعلی کاخ سفید در سطوح سیاسی، نظامی و مردمی شده است. با توجه به انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 2020 موضوع پرونده ایران به مهمترین موضوع کارزار انتخاباتی جناح های رقیب تبدیل شده است تا جائیکه هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان و حتی ترامپ خروج از چالش ایران را به عنوان برگ برنده خود در انتخابات آتی می دانند. خروجی که ضرورتا باید خارج از بعد نظامی باشد.

در یک ماهه اخیر سطح تنش ایران و امریکا افزایش یافته است و رسانه ها از نگرانی وقوع یک جنگ بزرگ در منطقه خبر می دهند اما در این میان شاهد نوعی سکوت فراگیر از سوی مسئولین اسرائیلی در این ارتباط هستیم. حال آنکه اسرائیل و خصوصا نتانیاهو در یک دهه اخیر تلاش گسترده ای برای راضی کردن امریکا به اقدام نظامی علیه ایران داشته است. این سکوت می تواند ناشی از چه چیزی باشد؟

اسرائیل در ابعاد داخلی با مشکلات عدیده ای روبرو است و در حال حاضر مهمترین مشکل آن بن بست در حوزه سیاسی و تشکیل دولت است. امریکا برای پیروزی نتانیاهو در انتخابات قبلی مداخله بسیار جدی داشته است اما نتانیاهو پیروزی موفقی را کسب نکرد و همین موضوع هم وی را در تشکیل کابینه جدید با شکست روبرو ساخت. به همین دلیل جریان های سیاسی نگران انتخابات آینده هستند و سعی دارند تا آسیبی به شرایط پیروزی خود در انتخابات آینده وارد نسازند.

به نظر می رسد اسرائیل اقدامات لازم را برای بسیج ظرفیت های امریکا علیه ایران انجام داده است و من بعد وظیفه اصلی بر عهده نفوذی های اسرائیل در کاخ سفید مانند، جان بولتن، مایک پمپئو، جرالد کوشنر، جیسون گرینبلات است که صحنه را در بحران میان ایران و امریکا مدیریت کنند.

سوابق دروغگویی امریکا و اسرائیل در جنگ افروزی های منطقه موجب شده تا افکار عمومی نسبت به اتهاماتی که علیه ایران در ارتباط با ناامن سازی منطقه از سوی این جریان مطرح می شود از سوی افکار عمومی و جریان های سیاسی و رسانه ها استقبال نشود و این موضوع می تواند یکی از دلایل سکوت مسئولین رژیم صهیونیستی در شرایط فعلی باشد. خصوصا که افکار عمومی غرب از نقش اسرائیل در بحران آفرینی ها نگران است و امکان گسترش واکنش های اعتراضی علیه این رژیم بسیار محتمل است.

اسرائیل در حال حاضر در محاصره جبهه مقاومت قرار دارد، از شمال حزب الله لبنان و نیروهای مقاومت در سوریه، از جنوب هم مقاومت در غزه به مرحله ای از بازدارندگی رسیده است که اسرائیل  خود را ناگزیر از تعامل و مدارای با آن می بیند. در صورت وقوع جنگ میان ایران و امریکا بی تردید اسرائیل از همه جهت مورد حمله قرار می گیرد، لذا اسرائیل تلاش دارد خود را از بحران موجود دور نشان دهد.

اسرائیل برای کاهش تهدیدات ایران و نیروهای همسو با ایران به این نتیجه رسیده است که کانون های بحران را تکثیر دهد. این کانون های جدید باید فراتر از مرزهای فلسطین اشغالی باشد اما ضرورتا نباید خارج از بلاد اسلامی و خصوصا غرب آسیا و شمال افریقا باشد که دارای ظرفیت های ضد اسرائیلی بالایی هستند. تحلیلگران بحران های چند ماهه اخیر در شمال افریقا را در این چارچوب ارزیابی می کنند.

تبدیل شدن خلیج فارس به یک کانون بحران، ضمن اینکه در چارچوب سیاست تکثیر کانون های بحران این رژیم تعریف می شود در واقع می تواند کشور ایران را که رهبری محور مقاومت را بر عهده دارد در ابعاد مختلف امنیتی و سیاسی و اقتصادی با افزایش هزینه رویرو سازد.

شکل گیری کانون های بحرانی جدید در منطقه در واقع فرصت مناسبی را به اسرائیل می دهد تا هم به مشکلات داخلی خود بپردازد و هم تهدیدات پیرامونی خود تا حد زیادی کاهش دهد. خصوصا که حضور ایران در سوریه و در مرزهای فلسطین اشغالی نگرانی های زیاد امنیتی برای اسرائیل ایجاد کرده است.

در واقع در شرایط فعلی اساسا اسرائیل تمایلی به تقابل نظامی امریکا با ایران ندارد بلکه تنها به دنبال استمرار شرایط تنش آلود میان این دو کشور است. زیرا تردیدی نیست که با جرقه خوردن جنگ میان این دو کشور، این اسرائیل است که بیشترین هزینه را پرداخت خواهد کرد. بر همین اساس است که  آمیدورو، مشاور سابق نخست وزیر رژیم صهیونیستی  به مسئولین توصیه می کند که در اتفاقات میان ایران و امریکا مداخله ای نداشته باشند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد

پیشنهاد سوما

طلایی

نقره ای

رو در رو

برنزی

عملکرد سنجی

عملکرد سوما نیوز را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما 74 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم